کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۶ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر که در احمقی تمام بود خلق گویند مغز خر خوردست گر چنین است مجد قزوینی مغز تنها نه مغز و ر خوردست مغز و سر چیست؟ کو خری چرمه با همه آلت سفر خوردست … خر هم در آن میان بودست چون خری از خران نر خوردست در سرش مغز نیست پنداری مغز او را خری دگر خوردست نفرستاد ارمغانی من مگرش این حدیث در خورست