کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۶۴ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
گشت یکباره حضرت خواجه مجمع ناکسان و بیهنران روز بازار فضل بود و شدست جای بازاریان و برزگران خیمه او مگر ز پاردمست که درو حاضرند کون خزان نی غلط میکنم که حضرت او با خطر شد ز جمع بیخطران مصر جامع شدست زانکه درو جمع گشتند جمله پیشه وران