کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۲۹۲ - و له ایضا فی صفه صندوقچه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای از پی حل و عقد دایم در بند و گشایش او فتاده جز با محرم ز غایت حفظ راز دل خود برون نداده سرکوفته یی و از صلابت هم بر سر پای ایستاده از بلعجی زبانت اول گویا شده پس دهان گشاده خاموشی و گاه نطق لفظت بیصورت همه حروف ساده گویا بزبان حال کز من نتوان طلبید نا نهاده