کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۳۰۱ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تادر دشت هست و جو باره نیست از کوشش و کشش چاره ای خداوند هفت سیاره پادشاهی فرست خونخواره تا در دشت را چو دشت کند جوی خون را نداو ز جو باره عدد هر دوشان بیفزاید هر یکی را کند بصد پاره