کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۳۱۰ - ایضا له
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آدمی را چهار حالت هست در دو گیتی ز باقی و فانی هر یکی با هزار گونه بلا خواه پیدا و خواه پنهانی من بتفصیل شرحشان بدهم که تو انکار کرد نتوانی زندگی، مرگ، گورو رستاخیز زین برون نیست گر مسلمانی محنت زندگی همی بینی ناخوشیهای مرگ میدانی وحشت گور و هول رستاخیز در کتب خوانده یی و میخوانی آخر این آدمی بیچاره کی کند شادی و تن آسایی؟ حاصل کار او چو در نگری هست جمله غم و پشیمانی نیست در اعتقاد دانایان هیچ نعمت و رای نادانی