کمالالدین اسماعیل | قطعات | شماره ۹۲ - وله ایضا
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
همچو ابرست دست خواجه فلان خود کرا دستی آنچنان افتد؟ نه چنان ابر کز ترشح آن تشنه را قطره در دهان افتد لیک ابری گران سایه فکن که ازو خلق را زیان افتد نور کز آفتاب میتابد نگذارد که بر جهان افتد