کمالالدین اسماعیل | ملحقات | شماره ۱۳ - و قال فی الشکایه
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
یا رب تو آگهی که درین اندر سال عمر روزی بکام من نگذشتست روزگار از گونه گونه محنت و رنج آن کشیدهام در مدت حیات که بیش آید از شمار وینک رسید مرگ بنزدیک و لامحال بریکدیگر زند زهمه گونه کار و بار دنیی چنین گذشت که دانی و آخرت ترسم کزین بتر گذرد صدهزاربار یا رب چه بودی ار نبدی هستی چنین کز وی نگشت در دو جهان راست هیچ کار ورچه نبود گفتنی این لفظای خدای از من چو گفتهای دگر جمله درگذار