کمان آور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمان آور. [ ک َ وَ ] (نف مرکب ) کماندار و کمانکش و تیرانداز. (ناظم الاطباء). کمانور : فرستش تو بر تخت و آرام گیر بسان کمان آوری راست تیر. فردوسی . و رجوع به کمانور و کماندار شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمان آور. [ ک َ وَ ] (نف مرکب ) کماندار و کمانکش و تیرانداز. (ناظم الاطباء). کمانور : فرستش تو بر تخت و آرام گیر بسان کمان آوری راست تیر. فردوسی . و رجوع به کمانور و کماندار شود.