کمان خانه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمان خانه . [ ک َ ن َ / ن ِ ] (اِ مرکب ) جایی که کمان را در آن گذارند. قربان . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ گوشه ٔ کمان . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). مِرکَضَه ٔ قوس و آن دوخانه باشد. سِیَه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کمان خانه ٔ ابرو ؛ ابروی کمان مانند. (فرهنگ فارسی معین ). قوس ابرو : من از این هر دو کمان خانه ٔ ابروی تو، چشم برنگیرم وگرم دیده بدوزند به تیر. سعدی . دل که از ناوک مژگان تو در خون می گشت باز مشتاق کمان خانه ٔ ابروی تو بود. حافظ. در مسجد و میخانه خیالت اگر آید محراب، کمان خانه ٔ ابروی تو سازم . حافظ.