کماندار/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (ص فا.) تیرانداز.مترادفها و واژههای مرتبطکمانکش، کمانگر، کمانگیر، ناوکاندازواژه قبلی: کمان گروههواژه بعدی: کمانداری