کمانی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (ص نسب.) کاریزکن، مقنی.مترادفها و واژههای مرتبطخمیده، قوسدار، مقوس، منحنی، نونکاریزکن، مقنیواژه قبلی: کمانگیرواژه بعدی: کمبزه