کمبود/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ) (مص مر.) ۱- کمی، کاستی. ۲- چیزی که در هنگام تراز کردن حساب کم آید.مترادفها و واژههای مرتبطافت، فقدان، قلت، کمی، محدودیت، نقص ≠ بسبودواژه قبلی: کمبزهواژه بعدی: کمد