کمة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمة. [ ک ُم ْ م َ ] (ع اِ) کلاه گرد. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).عربی است، کلاه گرد. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کمه . [ ک ُ م ِ ] (اِخ ) دهی از بخش سمیرم بالاست که در شهرستان شهرضا واقع است و ٥٠٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ١٠).
کمه . [ ] (اِخ ) کمه و فاروق و سیرا شهرکی است [ از کوره ٔ اصطخر ] و دیههای بزرگ و نواحی هوای آن سردسیر است معتدل و آبهای روان خوش دارد و میوه ها باشد از هر نوعی و نخجیرگاه است و همه آبادان است و به حومه ٔ آن جامع و منبر است . (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص ١٢٥). و رجوع به فارسنامه ٔ ابن البلخی چ گای لیسترانج ص ١٦٠، ١٦٤ و ١٦٥ شود.