کمر دزدیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمر دزدیدن . [ ک َ م َ دُ دی دَ ] (مص مرکب ) از عالم سر دزدیدن . (آنندراج ). کنایه از خود را کنار کشیدن . سر دزدیدن . (فرهنگ فارسی معین ). شانه از زیربار خالی کردن : صبح بر خورشید می لرزد ز آه سرد ما کوه می دزدد کمر در زیر بار درد ما. صائب (از آنندراج ).