کمپانی
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کُ) [ فر. ] (اِ.)<BR>۱- شرکتی که برای تجارت یا صن عت تشکیل شود.<BR>۲- اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه نام آنان در عنوان بنگاه درج نمیشود. (فره).<br>
فرهنگ فارسی معین
(کُ) [ فر. ] (اِ.) ۱- شرکتی که برای تجارت یا صن عت تشکیل شود. ۲- اشخاصی که با وجود شراکت در سرمایه نام آنان در عنوان بنگاه درج نمیشود. (فره).
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمپانی . [ ک ُ ] (فرانسوی یا انگلیسی، اِ) شرکت . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).شرکت تجارتی . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول فارسی زبانان، صاحب و رئیس شرکت . (فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول عوام فارسی زبان، سخت متمول . عظیم دارا: مگر من کمپانیم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). پولدار. ثروتمند. (فرهنگ فارسی معین ).
مترادف و متضاد واژهدان
شرکت، کارتل، کنسرسیوم پولدار، سرمایهدار، غنی