کمک کردن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
یاری کردن، دست کمک دراز کردن، همکاری کردن راه آمدن وام دادن آب به آسیاب کسی ریختن، کمک دادن، کمک رساندن، یاری دادن، یاری رساندن، یاری کردن، بار ازدوش کسی برداشتن، بال بهبال کسی دادن، زیر بال کسیرا گرفتن، بهفریاد آمدن سهیم بودن، نقش داشتن کمک خواستن