کمیسیون
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمیسیون . [ ک ُ یُن ] (فرانسوی، اِ) مأموریتی که برای اجرای امری به کسی دهند. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ مجمعی که جهت تحقیق و مطالعه در باره ٔ طرحی یا مسئله ای تشکیل گردد. (فرهنگ فارسی معین ). ◄ هر یک از شعب مجلس شورای ملی که از عده ای وکیلان تشکیل شود و به یکی از امور مملکتی رسیدگی کند: کمیسیون بودجه . کمیسیون فرهنگ . (فرهنگ فارسی معین ) : در کمیسیون خارجه بنویس نام این بنده را به استادی . بهار (از فرهنگ فارسی معین ). ◄ در تداول فارسی زبانان، دلالیی که بانک یا اشخاص برای اجرای معاملات کنند. (فرهنگ فارسی معین ). - حق کمیسیون ؛ حق دلالی . حق العمل . (فرهنگ فارسی معین ).