کمین ساز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمین ساز. [ ک َ ] (نف مرکب ) کمین دار. آنکه در کمین نشیند. (آنندراج ). کمین کننده . (فرهنگ فارسی معین ). کمین آور : کمین سازان محنت برنشستند یزک داران طاقت را شکستند. نظامی . و رجوع به کمین دار و کمین کننده شود.