کمینه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ نِ) (ص.) ۱- کمترین. ۲- فرومایه، حقیر.مترادفها و واژههای مرتبطحداقل، دستکمکمتراینبنده، اینجانب، بنده، حقیر، رهی ≠ بیشینه، حداکثر، مهینهواژه قبلی: کمینفرمواژه بعدی: کمینگاه