کمیهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کمیهی . [ ک ُم ْ م َ ها ] (ع ص ) سرگشته . یقال : ذهبت ابله کمیهی ؛ ای رکبت رأسها و لاتدری این تتوجه . (منتهی الارب ). سرگشته . یقال : ذهبت ابله کمیهی ؛ ای لم یدر این ذهبت . (ناظم الاطباء). ذهبت ابله کمیهی، کذهبت عُمَّیهی ̍؛یعنی ندانست که شترش کجا رفت . (از اقرب الموارد).