کمعمقی
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سطح رو، زیر، کنار، پوسته، رویه، پوشش، بیرون خراش، راش جزیی جای کمعمق: حوض، گدار، گذر، دریاچه سطحی بودن، دانش سطحی، عدم اهمیت برداشتن سطحی، تراشکاری، رندهکاری، براده برداری
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
سطح رو، زیر، کنار، پوسته، رویه، پوشش، بیرون خراش، راش جزیی جای کمعمق: حوض، گدار، گذر، دریاچه سطحی بودن، دانش سطحی، عدم اهمیت برداشتن سطحی، تراشکاری، رندهکاری، براده برداری