کن و مکن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کن و مکن . [ ک ُ وَ /ک ُ ن ُ م َ ک ُ ] (جمله ٔ فعلیه، امر و نهی ) انجام بده و انجام مده . با افعل و لاتفعل قیاس شود : لاتفعل و افعل نکند چندان سود چون با عجمی کن و مکن باید گفت . ؟ (از مرصاد العباد). خلق را از راه وعظ، کن و مکن می فرماید و گاه به زبان اهل حله ثنا می سراید. (مقامات حمیدی از آنندراج ذیل کله ). و رجوع به کن مکن شود.