کناری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کناری . [ ک ُ ] (اِ) مأخوذ از هندی، گلابتون و رشته ٔ زر و سیم و زری . (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس ).
کناری . [ ک ُ ] (اِخ ) قریه ای است چهار فرسنگی جنوبی کاکی . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کناری . [ ک ُ ] (اِ) به سریانی نبق است . (فهرست مخزن الادویه ). رجوع به کُنار شود.