کناسة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کناسة. [ ک ُ س َ] (اِخ ) محله ای به کوفه که در آن یوسف بن عمرالثقفی با زیدبن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (ع ) جنگید. (از معجم البلدان ). نام محله ای به کوفه . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به الموشح ص ١٧٩ و کناسی شود. - یوم الکناسة ؛ لیوسف بن عمر، علی زید بن علی . (مجمع الامثال میدانی ).
کناسة. [ ک ُ س َ ] (ع اِ) خاکروبه و خانه روبه . (منتهی الارب ). خاکروبه و خانه روبه و آنچه به جاروب از جای رفته گردد. (آنندراج ).خاشاک و آنچه به جاروب از جای رفته گردد. (غیاث ). خاک رفته . (مهذب الاسماء). خاک روبه و آنچه از خانه روفته می شود. ج، کناسات . (ناظم الاطباء). روفته ٔ خانه . (دهار). سُفارَه . خاکروبه . خاک رفته . خانه روبه . دم جارو. حواقه . خاک وارفته . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).