کنا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنا. [ ک ُ / ک َ ] (اِ) زمین که به عربی ارض گویند. (برهان ) (آنندراج ). ارض و زمین . (ناظم الاطباء). زمین . (فرهنگ رشیدی ). ◄ زمین مرز را نیز گفته اند. و آن زمینی باشد که کنارهای آن را بلند ساخته باشند که در میان آن زراعت کنند و چیزها بکارند. (برهان ) (آنندراج ). مرز باشد. (جهانگیری ). زمین که کناره های آن جهت کشت مرز بسته باشند. (ناظم الاطباء).
کنا. [ ک ِ ] (اِ) به لغت زند و پازند ماهی را گویند و به زبان عربی حوت خوانند. (برهان ) (آنندراج ). حوت . ماهی . (ناظم الاطباء). هزوارش «کنا»، پهلوی «ورک » به معنی بره [ گوسفند ] است . اما هزوارش «کناره، کانارش »، کنارس، پهلوی «ماهیک » (به معنی ماهی ) است . پس «کنا» در متن مصحف «کناره » است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ).