کنترل کردن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهواژگان فارسی سره واژهدانواژگان فارسی سره واژهدانمهار کردن، سرپرستی کردن، رهبری کردن، بازرسی کردن، بازبینی کردنواژه قبلی: کنترل تلویزیون، ویدئو وواژه بعدی: کنتور