واژه جو

کندرای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کندرای . [ ک ُ ] (ص مرکب ) دیر تصمیم گیرنده . کندذهن . سست رأی . بی تدبیر : اگر کندرایست در بندگی ز جان داری افتد به خربندگی . سعدی .

معنی کندرای | واژه جو