کندمند/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ مَ) (ص مر.) ویران، بنای خراب شده.واژه قبلی: کندلهواژه بعدی: کندن