کنده شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنده شدن . [ ک ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بند شدن . (غیاث ) (آنندراج ) : کنده شده پای و میان گشته کوز سوخته ٔ روغن خویشی هنوز. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنده شدن . [ ک ُ دَ / دِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) بند شدن . (غیاث ) (آنندراج ) : کنده شده پای و میان گشته کوز سوخته ٔ روغن خویشی هنوز. نظامی .