کندوکاو/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ دُ) (اِمص.) ۱- تفحص، تجسس. ۲- سعی، کوشش.مترادفها و واژههای مرتبطتجسس، تحقیق، تفحص، جستجو، کاوشواژه قبلی: کندولهواژه بعدی: کندک