کنوزه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(کَ یا کُ زَ یا زِ) (اِ.) پنبة بر زده و حلاجی کرده، پنبة نرم.<br>
فرهنگ فارسی معین
(کَ یا کُ زَ یا زِ) (اِ.) پنبه بر زده و حلاجی کرده، پنبه نرم.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنوزه . [ ک َ / ک ُ / ک ِ زَ / زِ ] (اِ)پنبه ٔ برزده و حلاجی کرده . (برهان ) (آنندراج ). پنبه ٔ نرم . (فرهنگ رشیدی ). پنبه ٔ نرم و آن را کنوزه نیز گویند و به ضم کاف اصح است چه کنوزه بوده یعنی ؛ کمان زده چه بزه به لغت دری و تبری به معنی زده آمده است . (انجمن آرا). پنبه ٔ زده و حلاجی کرده . (ناظم الاطباء).