کنکریان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنکریان . [ ک َک َ ] (اِخ ) خاندانی دیلمی که نخست در طارم به فرمانروائی پرداختند و سپس به آذربایجان و اران و ارمنستان و زنجان و ابهر و سهرورد نیز دست یافتند و بیشتر دیلمستان در تصرف ایشان بود. نخستین کسی که از این خاندان شناخته شده محمدبن مسافر است . افراد معروف این خاندان از این قرارند: ١- محمدبن مسافر. ٢- وهسودان بن محمد ٣- نوح بن وهسودان ٤- جستان بن نوح ٥- ابراهیم بن مرزبان بن اسماعیل بن وهسودان . وی در سال ٣٨٧ هَ .ق .بر زنجان و ابهر و سهرورد و طارم دست یافت و در ٤٢٠میان او و مسعود غزنوی جنگهایی رخ داد. ٦- جستان بن ابراهیم (در حدود ٤٣٠). ٧- مسافر (در حدود ٤٥٦). کنکریان چون با خاندان بویه که شیعه بودند دشمنی پیدا کرده و از خلیفه ٔ بغداد که اختیارش به دست آل بویه بودروگردان بودند، از مذاهب سنی و شیعه هر دو منحرف شده آیین باطنی را پذیرفتند و سکه به نام آنان زدند. (فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شهریاران گمنام شود.