کنک/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ نَ) (اِ.) گردویی که مغز آن به سختی برآید.(کَ نِ یا کَ نَ) (ص.) بخیل، خسیس.واژه قبلی: کنونیواژه بعدی: کنکاش