کنگاور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنگاور. [ ک َ وَ ] (اِخ ) مرکز بخش کنگاور و در ٩٦هزارگزی کرمانشاهان و ٩٠هزارگزی همدان کنار راه شوسه ٔ روی تپه واقع شده است . مختصات جغرافیایی آن به شرح زیر است : طول ٤٧ درجه و ٥٧ دقیقه، عرض ٣٤ درجه و ٣٠ دقیقه و ارتفاع آن از سطح دریا ١٤٦٧ گز است . کنگاور یکی از آبادیهای قدیم کشور بوده که اکنون نیز آثار ابنیه ٔ باستانی آن از قبیل ستون و سرستون دو قسمت جنوبی قصبه، در محله ٔ معروف به گچ کن و امام زاده دیده می شود. سکنه ٔ شهر در حدود ٦٠٠٠ تن است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥). و رجوع به ایران باستان ص ١٥١ و جغرافیای غرب ایران ص ٧٣ و ٧٤ و ٢٢٥ و ٢٦٩ و ٢٧٠ شود.
کنگاور. [ ک َ وَ ] (اِخ ) نام شهری بود میان همدان و کرمانشاهان و آن را عرب وقتی قصراللصوص نام کرده که دزدگاه شده بود و در زمان پرویز بس آباد بود و در آن قصری بود از قصور پرویز که یکصد ذرع ارتفاع داشت و عمارت آن تمامی از سنگ بود. چنانکه یک پارچه سنگ به نظر می آمده است . (از انجمن آرا) (از آنندراج ). یکی از بخشهای شهرستان کرمانشاهان است . این بخش در شمال خاوری شهرستان واقع شده و در حدود آن به شرح زیر است : از طرف شمال بخش اسدآباداز شهرستان همدان . از طرف خاور شهرستان تویسرکان . از طرف جنوب دهستان خزل شهرستان نهاوند. از طرف باختربخش صحنه ٔ شهرستان کرمانشاهان . قراء مهم بخش در چهار دره به شرح زیر واقع شده است : ١- دره ٔ خرم رود. ٢- دره ٔ سراب فش . ٣- دره قره گزلو. ٤- دره ٔ سریان . بخش کنگاور از نظر تقسیمات بخشداری چهار دهستان به ترتیب از یک الی چهار تشکیل شده است . جمع قراء بزرگ و کوچک بخش ٦٥ آبادی است . جمعیت آن در حدود ٢٢هزار تن است .دیگر قراء مهم بخش عبارتند از: فش، گودین، قارلق، سلطان آباد، قزوینه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٥).