کنیر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنیر.[ ] (اِ) طنابی که از الیاف پوست نارجیل کنند و کشتی ها را بدان بندند. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کنیر. [ ک َ ] (ص ) کاهل . (جهانگیری ). شخص تنبل و غافل . (ناظم الاطباء). ◄ بسیارخوار. (جهانگیری ). پرخوار و شکم پرست . (ناظم الاطباء).