کنیزنواز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنیزنواز. [ ک َ ن َ ] (نف مرکب ) نوازنده ٔ کنیز. که کنیزکان را نوازد و پرورد : گفته بودندش آن دو مایه ٔ ناز قصه ٔ خواجه ٔ کنیزنواز. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنیزنواز. [ ک َ ن َ ] (نف مرکب ) نوازنده ٔ کنیز. که کنیزکان را نوازد و پرورد : گفته بودندش آن دو مایه ٔ ناز قصه ٔ خواجه ٔ کنیزنواز. نظامی .