کنیزک فروش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنیزک فروش . [ ک َ زَ ف ُ ] (نف مرکب ) که کنیزک فروشد.که کنیز فروشد. فروشنده ٔ برده ٔ مادینه : شاه بس کز کنیزکان شد دور به کنیزک فروش شد مشهور. نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کنیزک فروش . [ ک َ زَ ف ُ ] (نف مرکب ) که کنیزک فروشد.که کنیز فروشد. فروشنده ٔ برده ٔ مادینه : شاه بس کز کنیزکان شد دور به کنیزک فروش شد مشهور. نظامی .