کهب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کهب . [ ک َ / ک ِ هَِ ] (اِ) ننگ و عار. (فرهنگ جهانگیری ) (فرهنگ رشیدی ). به معنی ننگ و عار باشد، و به کسر اول نیز به نظر آمده است . (برهان ) (آنندراج ).
کهب . [ ک ُ ](ع ص، اِ) ج ِ اکهب و کهباء. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). و رجوع به اکهب و کهباء شود.
کهب . [ ک َ هََ ] (ع مص ) کَهْب گردیدن . کاهب نعت است از آن . (منتهی الارب ). رنگ تیره ٔ مایل به سیاهی پیدا کردن . و کاهب نعت است از آن . (از اقرب الموارد).