کهنه/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(کَ هَ نَ یا نِ) [ ع. کهنه ] (اِ.) ج. کاهن.(کُ نِ) (ص.) قدیمی، فرسوده.مترادفها و واژههای مرتبطدیرینه، عتیقه، عتیق، قدیم، قدیمی، کهنمزمناسقاط، پوسیده، داثر، دارس، فرسوده، متروک، مندرسواژه قبلی: کهنبارواژه بعدی: کهنه رباط