کوال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوال . [ ک َ / ک ُ ] (اِمص ) اندوختن و جمع کردن . (برهان ) (آنندراج ). گوال صحیح است . (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). ◄ نمو و بالیدن و افزایش کشت و زراعت . (برهان ) (آنندراج ). گوال صحیح است . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). و رجوع به گوال و کوالیدن و گوالیدن شود.
کوال . [ ک َ ] (اِخ ) رود معروفی است در مرو شاهجان . در ساحتش روستاها و خانه ها است، از آن جمله است قریه ٔ حفصاباد، و بدین جهت کوال حفصاباد نیز گفته می شود. (از معجم البلدان ).