کوب/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(اِمص.) ۱- صدمه، ضربه. ۲- آلتی که فیلبانان فیل را با آن زنند.مترادفها و واژههای مرتبطزدن، ضربت، کوبیدنبوریاواژه قبلی: کواکبواژه بعدی: کوبن