کوتالان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتالان . (اِ) دوک . (ازاشتینگاس ). دوک و مغزل . (ناظم الاطباء). ◄ کشتارگاه . (از اشتینگاس ). قصابخانه . (ناظم الاطباء). ◄ (ص مرکب، اِ مرکب ) فرمانروای قلعه . (از اشتینگاس ). کوتوال و حاکم قلعه . (ناظم الاطباء).
کوتالان . [ ک ُ ] (اِخ ) دهی از دهستان روضه چای است که در بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه واقع است و ١٠٥ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٤).