کوتاه انگشت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه انگشت . [ اَ گ ُ ] (ص مرکب ) آنکه انگشت وی کوتاه باشد. آنکه انگشتان وی از اندازه ٔ طبیعی و متعارف کوتاهتر باشد: اَقفَد؛مرد فربه دست فربه پای کوتاه انگشتان . (منتهی الارب ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه انگشت . [ اَ گ ُ ] (ص مرکب ) آنکه انگشت وی کوتاه باشد. آنکه انگشتان وی از اندازه ٔ طبیعی و متعارف کوتاهتر باشد: اَقفَد؛مرد فربه دست فربه پای کوتاه انگشتان . (منتهی الارب ).