کوتاه جامه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه جامه . [ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) که لباس او کوتاه باشد : آنچه کوتاه جامه شد جسدش کردم از نظم خود درازقدش . نظامی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه جامه . [ م َ / م ِ ] (ص مرکب ) که لباس او کوتاه باشد : آنچه کوتاه جامه شد جسدش کردم از نظم خود درازقدش . نظامی .