کوتاه نظر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه نظر. [ ن َ ظَ ] (ص مرکب ) شخصی را گویند که از عواقب امور نیندیشد و عاقبت اندیش نباشد و غافل و صاحب غفلت باشد. (برهان ) (آنندراج ). کسی که عاقبت اندیش نباشد و از عاقبت کار نیندیشد و غافل باشد. (ناظم الاطباء). کسی که عاقبت اندیش نباشد. (فرهنگ فارسی معین ). کوته نظر. (برهان ). و رجوع به کوته نظر شود. ◄ بخیل و ممسک را نیز گویند. (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). بخیل . ممسک . تنگ نظر. (فرهنگ فارسی معین ). تنگ چشم . نظرتنگ . خرده نگرش . اندک بین . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ نزدیک بین . آنکه نظر بلند و دوربین ندارد : همه کس را به تو این میل نباشد که مراست کآفتابی تو و کوتاه نظر مرغ شب است . سعدی . مقراض ره دور، نظرهای بلند است قطع نظر از مردم کوتاه نظر کن . صائب . و رجوع به کوتاه بین و کوته نظر شود.