کوتاه پای
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه پای . (اِ مرکب ) مثل کوتاه پاچه و بعضی به معنی خرگوش گفته اند. (آنندراج ) : بود به سرپنچه ٔ آهوربای دست درازیش به کوتاه پای . امیرخسرو (در تعریف یوز، از آنندراج ). از خدنگ وی ارچه در هرجای آهوان می شدند کوته پای . امیرخسرو (از آنندراج ). و رجوع به کوتاه پا و کوتاه پاچه شود.