کوتاه گونه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاه گونه . [ ن َ / ن ِ ] (ص مرکب ) تقریباً کوتاه . تا حدی کوتاه : پلی بود قوی پشتوانهای قوی برداشته و پشت آن استوار پوشیده کوتاه گونه . (تاریخ بیهقی ). قصه ای است کوتاه گونه حدیث این طغرل، اما نادر است و ناچار بگوییم . (تاریخ بیهقی ). و رجوع به کوتاه شود.