کوتاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتاهی . (حامص ) کمی طول، ارتفاع یا عمق . مقابل درازی . کوتهی . (فرهنگ فارسی معین ). کم طولی . (ناظم الاطباء). قِصَر. نقیض درازی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : سر ما و در میخانه که طرف بامش به فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی . حافظ. و رجوع به کوتهی شود. ◄ قصور و تقصیر. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). تقصیر. تفریط. توانی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). ◄ ایجاز در سخن . ایجاز. اختصار. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کوتاهی . (اِخ ) دهی از دهستان حومه ٔ بخش مرکزی شهرستان شیراز است و ٢٠٩ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).