کوتر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
کوتر. [ ک َوْ ت َ ] (اِ) کبوتر باشد و عربان حمام گویند. (برهان ) (آنندراج ). به معنی کبوتر است و آن را کپتر و کفتر نیز گویند و کوتر دری و تبری آن است . (انجمن آرا) : روح ازپی آبروی خود را خلد ازپی رنگ و بوی خود را دست آب ده مجاورانش ارزن ده برج کوترانش . خاقانی (تحفةالعراقین، از آنندراج ). وآنگاه چو عنکبوت و کوتر دزبان و رقیبشان به هر در. خاقانی . و رجوع به کبوتر شود.