واژه‌جو

کوته اندیش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

کوته اندیش . [ ت َه ْ اَ ] (نف مرکب ) کوتاه اندیش . کوتاه فکر. (فرهنگ فارسی معین ). آنکه از عاقبت کارها نیندیشد و غافل و بی احتیاط و متهور و بی تدبیر باشد. وکسی که دوراندیش نباشد. (ناظم الاطباء) : کار نادان کوته اندیش است یادکردکسی که در پیش است . سنائی . و رجوع به کوتاه اندیش و کوتاه فکر شود.

معنی کوته اندیش | واژه‌جو